سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
311
تاريخ ايران ( فارسى )
محمود غزنوى فصل شصت و هفتم غلجائيان قندهار جفس غلجائى كمتر با همسايگان خود آميزش مينمايد و در حقيقت در بسيارى از جهات از حيث حكومت داخلى و رسوم ملى خود با ديگر نژادهاى افغانستان تفاوت دارند . . . طوايفى كه در چراگاهها زندگى ميكنند بشغل راهزنى و غارتگرى معروف ميباشند . نژادهاى افغانستان . اثر « بلو » مختصرى از افغانستان من در نظر گرفتهام براى اين فصل شرحى بر سبيل اجمال از سرزمينى كه از اواسط قرن هيجدهم ببعد بنام دولت و سلطنت افغانستان معروف شده است ذكر نمايم « 1 » . مرگ « 2 » ماهرانه نشان ميدهد كه افغانستان از نظر جغرافيائى سويس آسيا مىباشد ، چه در هريك از اين دو كشور تودههاى جبال عظيم مركزى وجود دارد كه زنجيره كوههاى فرعى دور و دراز از آنها منشعب مىشود . كوهبابا كه در شمال كابل واقع شده ميتوان با كوه سن گوتار « 3 » تشبيه كرد . هردو كشور در رأس
--> ( 1 ) - بهترين و جامعترين گزارشى كه دربارهء افغانستان عموما داده شده مقالهاى است كه در « دائرة المعارف اسلامى » بقلم . م . لانكورث ديمز » نگارش يافته است . نامبرده با كمال ملاطفت اين فصل را خواندند . نگارنده بعلاوه به كتاب معاصر « تاريخ انقلاب اخير ايران » تأليف فادر كروزنيسكى كه داراى ارزش قابل ملاحظهاى مىباشد رجوع نمودهام . ( مؤلف ) ( 2 ) - Merk ( 3 ) - St . Gothard